شما برای لذت از زندگی به وقت آزاد بیشتر نیاز ندارید!


 

وقت آزاد یکی از واژه‌های گمشده در زندگی ماست. ما تمام زمان خود را در طول روز به کار کردن می‌گذرانیم و به دنبال آخر هفته‌هایی هستیم که کمی از وقت آزاد به وجود آمده استفاده کنیم. معمولا مشکل اصلی را در عدم تعادل زندگی و کار، کمبود وقت آزاد می‌دانیم. اما آیا این فکر درست است؟ برای پاسخ به این سوال با سبکتو همراه باشید

مشکل زمانی پر رنگ‌تر می‌شود که وقت های آزاد بین اعضای خانواده و یا دوستانی که می‌خواهیم با آنها وقت بگذرانیم با ما هماهنگ نباشد، مثلا ما روز کار باشیم و همسرمان شب کار!

تحقیقی اجتماعی از ۵۰۰ هزار نفر

طی یک تحقیق بزرگ به سبک زندگی و روتین‌های ۵۰۰ هزار نفر پرداخته شد و الگوهای زندگی آنها را بررسی کردند. نتایج شگفت انگیز بود. سلامت روحی و حس سرخوشی در ما، رابطه مستقیمی با روزهای کاریمان دارد. در این تحقیق معیارهایی مانند اضطراب و استرس، شادی و حس رضایت از زندگی سنجیده شد. افراد در روزهای ابتدایی هفته بی کیفیت‌ترین شرایط روحی را داشتند و هرچه به پایان هفته نزدیک‌تر می‌شدند، شرایط بهبود می‌یافت و در تعطیلات در بالاترین سطح بود. به زبان ساده دقیقا مانند دوران مدرسه در بزرگسالی هم به امید تعطیلات آخر هفته، روزها را می‌گذرانیم.

یکی از نتایج جالب این تحقیق، الگوی مشابه افراد بی‌کار با شاغلین بود. افراد بیکار هم با شروع هفته کمترین کیفیت و در اواخر هفته و تعطیلات بیشترین کیفیت از زندگی را تجربه می‌کنند.

کالای ارتباطی

اما چرا باید الگوی افراد بیکار و شاغل یکی باشد؟ محققین متوجه شدند علت این شرایط کالای ارتباطی (Network good) بودن وقت آزاد است. اصطلاح کالای ارتباطی برای مواردی به کار می‌رود که اعتبار خودش را به میزان اشتراک گذاری افراد منوط می‌دانند. برای مثال تلگرام را تصور کنید. اگر فقط شما یا تعداد محدودی افراد از آن استفاده کنند تلگرام بی معنا می‌شود و تلگرام زمانی موفق می‌شود که افراد بسیار زیادی از آن استفاده کنند. و این تعریف کالای ارتباطی است. در واقع وقت آزاد زمانی با ارزش و قابل استفاده است که دوستان و خانواده شما هم از آن بهره‌مند باشند در غیر این صورت کیفیت پایینی از آن را تجربه خواهید کرد.

شما برای لذت از زندگی به وقت آزاد بیشتر نیاز ندارید!

تعادل کار و زندگی

پس این فکر که اگر مرخصی بیشتری داشته باشم یا ساعت‌های کاری‌ام کمتر بود زندگی شادتری داشتم، درست نیست. شادی و حس لذت از زندگی به تعامل با عزیزانمان، اعضای خانواده و دوستانمان وابسته است و اگر آنها هم مثل ما وقت آزاد نداشته باشند مجبور می‌شویم تا آزاد شدن وقت آنها منتظر بمانیم و مانند همان فرد بیکار می‌شویم که او هم وابسته به زمان آزاد دیگران است و باید تا آخر هفته صبر کند.

پس باید چه کار کرد؟

نباید بگذاریم میزان شادی و رضایت از زندگی ما وابسته به مواردی شود که در آینده رخ می‌دهند و ما از نتیجه آن با خبر نیستیم. اگر مرخصی داشتم با خانواده وقت بیشتری می‌گذراندم. اگر حقوق بیشتری دریافت می‌کردم سفر می‌رفتم و حالم بهتر می‌شد. اگر صبح‌کار بودم باشگاه می‌رفتم و سلامتی بیشتری تجربه می‌کردم. و صدها اگر دیگر که معلوم نیست با وجود آنها، آیا ما از رضایت بیشتری از زندگی بهرمند می‌شدیم یا خیر. مانند همین وقت آزاد! ما فکر می‌کردیم که اگر روزهای کاریمان کمتر باشد وقت بیشتری برای خانواده خواهیم داشت اما این تحقیق نشان داد که چنین نیست. پس بیایید از همه لحظه‌ها با همه پستی و بلندی‌هایش لذت ببریم. اگر نتوانیم از همین لحظه‌ها لذت ببریم مطمئن باشید در صورت برآورده شدن خواسته‌هایمان باز هم از زندگی لذت نخواهیم برد.

نظر شما چیست؟ آیا لذت از زندگی وابسته به عوامل بیرونی است؟ یا وقت آزاد بیشتر می‌تواند ما را خوشبخت‌تر کند؟

“شما برای لذت از زندگی به وقت آزاد بیشتر نیاز ندارید!” را بشنوید (۴دقیقه):

برداشتی آزاد از The new York Times

ثبت یک نظر