کودکان راز موفقیت را می‌دانند

اینکه بتونیم همیشه پیشرف داشته باشیم خواسته همه ماست اما تعداد انگشت شماری از آدم ها به این راز موفقیت دست پیدا می کنند چرا؟ چرا همه آدم ها نمی توانند ادعا کنند که من این ماه از زندگی ام با ماه قبل فرق داشت و بهتر بود؟ شاید ما خوب دور و برمان را نگاه نکرده ایم و از اتفاقات ساده جا مانده ایم.
به کودکی که تازه متولد شده تا به حال دقت کرده اید؟خیلی سریعتر از هر انسان بالغی یاد می گیرد و رشد می کند او رمز پیشرفت را می داند: سوال پرسیدن! چیزی که می تواند باعث پیشرفت و گام برداشت های رو به جلو برای هر شخصی یا حتی هر موجود زنده ای باشد.

روحیه کنجکاو و حس جست و جوی آدمی همیشه به دنبال ناشناخته هاست اما همان طور که در مقاله “قله ها با وجود دره ها دیدنی هستند” اشاره کردیم آدم ها با شناخت ناشناخته پیشرفت می کنند. وقتی کنجکاو باشید سوالات زیادی برایتان مطرح می شود که برای یافتن پاسخ آنها به دنبال ناشناخته ها می روید و هر روز با چیزهای جدید آشنا می شوید

به کودکی که تازه حرف زدن را یاد گرفته دقت کنید، به همه چیز دست میزند و سعی می کند آنها را بچشد. تمام دنیای اطراف برایش یک علامت سوال است و او به دنبال یافتن آنهاست. تا زمانی که صحبت کردن را یاد بگیرد پاسخ همه سوالاتش را با لمس کردن یا چشیدن اجسام بدست می آورد و همین که شروع به حرف زدن می کند هر لحظه به دنبال یک کلمه ای می‌گردد تا بتواند با کمک آن سوال بپرسد. یکی از بیشترین سوالی که هر کودکی می پرسد “این چیه؟” است. چرا که چندی قبل تجربه ای از لمس کردن آن به دست آورده بود و حالا که می تواند بپرسد می خواهد همه چیز را در مورد آن بداند.

یکی از ویژگی های برتر انسان توانایی برقراری ارتباط است و در هر دوره ای از زندگی این ارتباط شکل متفاوتی به خود می گیرد. کودک در اوایل زندگی با لمس کردن و ارتباط چشمی این ارتباط را برقرار می کند، با بزرگتر شدن و شروع به صحبت کردن می فهمد که با کلمات می تواند به خوبی ارتباط برقرار کند. ارتباطی که تعامل ایجاد می کند و باعث واکنش و پاسخ دادن طرف مقابل می شود. اینجاست که کودک شروع به تکرار جمله “این چیه”می کند.

معمولا اطرافیان کودکی که تازه حرف زدن را یاد گرفته بعد از چند دقیقه حسابی کلافه شده و از او خسته می شوند چرا که بارها و بارها یک جمله تکراری را شنیده اند: “این چیه؟” و آنها باید بارها و بارها یک جواب تکراری به او بدهند “صندلی” . برای آنها صندلی هیچ فرقی نکرده اما برای ذهن کنجکاو کودک هر بار تصویر صندلی کامل تر شده و اسم آن را به ذهنش می سپارد و مهم تر اینکه ارتباط کلامی را بیشتر درک می کند.

همان کودک الان تبدیل شده به من که از همان کلمات استفاده می کنم تا مقاله ای درباره اهمیت سوال پرسیدن بنویسم. همان کودک الان تبدیل شده به شمایی که ذهن کنجکاوت در جست و جوی سوالی تو را رسانده به این مقاله و با دانشی که در مدت کودکی و مسیر رشد کسب کرده اید این متن را می خوانید و پاسخ منحصر به فرد خودتان را پیدا کنید.

البته همان قدر که سوال پرسیدم مهم است، سوال درست پرسیدن هم اهمیت دارد چرا که وقتی شما سوال درست را پیدا کنید خیلی سریعتر به جواب می رسید و چیزهای بیشتری یاد می گیرید. درست مثل همان کودکی که بهترین سوال را پیدا کرده است: “این چیه” او با این سوال ساده اسم وسیله، نحوه تلفظ و کلمات آن را یاد می گیرد.

شکی نیست که با پرسیدن سوالات درست می توانیم پاسخ های درستی پیدا کنیم و برای عملی کردن پاسخ ها راه حل هایی پیدا کنیم و درنهایت به پیشرفت خودمان کمک بسزایی کنیم.
پس یاد بگیریم که در هر مرحله سوالات درستی مطرح کنیم و از خودمون بپرسیم.

“کودکان راز موفقیت را می‌دانند” را بشنوید (۴دقیقه):

ثبت یک نظر